Free آیدا در آینه Books Online Download
Describe About Books آیدا در آینه
| Title | : | آیدا در آینه |
| Author | : | احمد شاملو |
| Book Format | : | Paperback |
| Book Edition | : | Special Edition |
| Pages | : | Pages: 70 pages |
| Published | : | 2007 (first published January 1st 1997) |
| Categories | : | Poetry |

احمد شاملو
Paperback | Pages: 70 pages Rating: 4.2 | 2350 Users | 90 Reviews
Representaion Toward Books آیدا در آینه
فکر کنم اولین مجموعه شعری بود که ناراحت شدم از تموم شدنش!من قبلاً از شاملو "ابراهیم در آتش" رو خونده بودم، اما شدیداً حوصله م رو سر برده بود، تا حدی که از خوندن اشعار شاملو توبه کرده بودم. وقتی هم که خواستم این رو شروع کنم، مطمئن بودم که حوصله م رو سر خواهد برد و فقط به خاطر این می خواستم بخونمش که نخوندنش بد بود.
اما وقتی توی اتوبوس شروع کردم به خوندن (و اول با بی حوصلگی و بی دقتی می خوندم) یه دفعه قدرت عبارت پردازیش و ترکیب های ظریفش و جملات محشرش، من رو گرفت. به حدی که سر کلاس هم نتونستم کنارش بذارم، و تا شب برگردم خونه، تموم کرده بودمش، و چند تا از شعرهاش رو دو بار خونده بودم، و قصد دارم باز بخونمش.
یه نکته ای که خوندنش شعرها رو خیلی لذت بخش تر کرد:
به نظر می رسه که شاملو تا حد زیادی از اساطیر و متون قدیمی برای اشعارش الهام گرفته. هم در زبان، و هم در مضامین. این توی چندتا شعر به شدت محسوس بود، و توی باقی شعرها به شکلی کمرنگ تر. نمی دونم، ولی حس می کنم ترجمه کردن گیلگمش و غزلهای سلیمان و غور در متون مشابه، غنایی به اشعارش بخشیده که اگه با اساطیر مأنوس باشید، خوندن اشعارش رو چند برابر لذتبخش تر می کنه.
Details Books As آیدا در آینه
| Original Title: | آیدا در آینه |
| Edition Language: | Persian |
Rating About Books آیدا در آینه
Ratings: 4.2 From 2350 Users | 90 ReviewsColumn About Books آیدا در آینه
از مفاهیم و اهنگ اغلب شعر ها لذتی نبردم,نوعی سختی کلامی در اثر هست که گویی از حقیقتش کاسته..در واقع وقتی شعر میخوانیم بدنبال این هستیم که داغ حقایقی که با شاعرانگی در امیخته را در عمق وجودمان گداخته حس کنیم..اما در "آیدا در اینه" انگار نه عشق ,عشق است و نه غم,غم..."مرا دیگر انگیزه سفر نیستمرا دیگر هوای سفری به سر نیستقطاری که نیمه شبان نعره کشان از ده ما می گذردآسمان مرا کوچک نمیکندو جاده ای که از گرده پل میگذردآرزوی مرا با خودبه افق های دیگر نمیبرد"اكنون جمجمه اتعريانبر آن همه تلاش و تكاپوي بي حاصلفيلسوفانه لبخندي ميزند. به حماقتي لبخند ميزند كه تواز وحشتِ مرگبدان تن در دادي:به زيستنبا غُلي بر پاي و غلاده اي بر گردن.

باری از یاد نباید برد که در میان شعرای معروف معاصر به استثنای فروغ فرخزاد احمد شاملو تنها شاعری باشد که زنی با گوشت و پوست و هویت فردی به نام آیدا در شعرهای او شخصیت هنری مییابد و...برای بررسی چهره زن در شعر احمد شاملو لازم است ابتدا نظری به پیشینیان او بیندازیم. در ادبیات کهن ما زن حضوری غایب دارد و شاید بهترین راه برای دیدن چهره او پرده برداشتن از مفهوم صوفیانه عشق باشد. مولوی عشق را به دو پاره مانعه الجمع روحانی و جسمانی تقسیم میکند. مرد صوفی باید از لذتهای جسمانی دست شسته تحت ولایت مرد مرشد
با درودی به خانه می آیی وبا بدرودیخانه را ترک می گویی!ای سازندهلحظه ی عمر من:به جز فاصله یِ میان این درود و بدرود نیستاین آن لحظه ی واقعی ست.که لحظه ی دیگر را انتظار می کشدنوسانی در لنگر ساعتی است.که لنگر را با نوسانی دیگر به کار می کشدگامی است پیش از گامی دیگر.که جاده را بیدار می کندتداومی ست که زمان مرا می سازد.لحظه هایی ست که عمر مرا سرشار می کند
در فراسوهای عشقتو را دوست میدارمدر فراسوهای پرده و رنگ.در فراسوهای پیکرهایِمانبا من وعدهی دیداری بده...
که شب را تحمل کرده امبی آن که به انتظارِ صبح مسلح بوده باشم

0 Comments